گناهم را نميدانم،
تقاصم را سبکتر کن،
را اين گونه آزردن،
خدا را خوش نميآيد،
مرا از غم رهايم کن،
جوابي ده مرا يارا
که اين سان بودن و مردن،
خدا را خوش نميآيد،
بگو جانا گناهم چيست که اينگونه سزاوارم؟
که هر شب خون دل خوردن خدا را خوش نميآيد،
دلي پر درد و آه دارم،
غرور من بها دارد!
که آن را زير پا بردن خدا را خوش نميآيد.
راستی خوشحال می شم که به این وبلاگ ها هم یه سری بزنین