اکنون زمانه اي است که ما در يک روز چند بار عاشق مي شويم .
اکنون زمانه اي است که عشق را فقط در ويترين مغازه هاي کتاب فروشي ميتوان ديد.
اکنون زمانه اي است که عشق را به بها ميتوان خريد.
زمانه اي که ما در آن هستيم يادمانه تکرارهاـ دروغ ها ـ بيوفايي ها و شکستن ها است.
زمانه اي که تکرار عادت است ـ دروغ سنت است ـ بي وفايي قانون است و شکستن مکتب است.
در اين زمانه ما به سادگي به ديگري به دروغ مي گوييم دوستت دارم.
جملات عاشقانه ي پوشالي را هي زير لب تکرار مي کنيم تا با ما باشد و باور کند.
سپس بعد از چند روز شمع و پروانه شدن و استفاده از آتش و خاموش کردن آن به آيين بي وفايي روي مي آوريم و او را در هم مي شکنيم و به او مي گوييم من عاشق تو نبودم و دلم پيش ديگري است به همين سادگي به همين سادگي.

